السيد محمد حسين الطهراني

14

معاد شناسى (فارسى)

ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ * بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ . « 1 » « اينك در موقف قيامت و بازپرسى در حشر حاضر كنيد كسانى را كه ستم كرده اند ! و نيز جفت‌هايشان را و آنچه را كه غير از خداوند معبود قرار دادند ! و جملگى را به‌سوى صراط جهنّم هدايت كنيد ! و همه را در موقف سؤال و عرْض نگاه داريد ؛ كه البتّه آنها مورد سؤال و بازپرسى قرار مىگيرند ؛ كه چرا شما يكديگر را در راه خدا و كمال تقرّب خود يارى نكرديد ؛ و البتّه همهء آنها در آن روز به حال ذلّت و تسليم در مىآيند » . در آيه شريفه نيز راهى بسوى جحيم بيان شده است و مراد از جحيم همان دوزخ و جهنّم است زيرا هر آتشى كه در هوا و مسير باد قرار گيرد و يا به وسيلهء دستگاه دَمِ كوره به آن پيوسته هوا دهند و برافروختگى و آتش‌گيرى او شديد باشد آن را جَحيم گويند و از مادّهء جَحِمَتِ النّار جَحْماً و جَحَماً ؛ و جَحُمَتِ النّار جُحُوماً به معناى روشن شدن و آتش گرفتن مادّهء آتشى و اضطرام و لهيب آوردن آن ؛ و از باب جَحَمَ - جَحْماً متعدّى آن ، يعنى آتش زدن و برافروختن و آتش انداختن و شعله ور كردن آن استعمال شده است . صراط بسوى جهنّم يكى از منازلى است كه كافران و ستمگران در پيش دارند ؛ و راهى است كه مؤمنان نيز بايد از آن عبور كنند و به بهشت بروند و اين راه يا روى جهنّم و يا داخل آنست ؛ و به قول معروف پلى است كه زده مىشود ؛ و از آن بايد عبور مردم باشد و عوام آن را پل صراط ميگويند ؛ و البتّه اين تعبير غلط است چون پل و صراط يك

--> ( 1 ) آيات 23 تا 26 ، از سورهء 37 : صافات